صعولک: دزد
گردون: ارابه، گاري
ضرير: نابينا، کور
لمتر: چاق وفربه
نوال : عطيه ،بخشش
گوترو : يکجا ، وزن نکرده.
ايدر : اينگونه
تتماج: نوعي آش که ازآرد مي پختند
کمپيرزن: زن سالخورده وفرتوت
اسکاف: کفشگر
درهم: دار هم: خانه غم و غصه(وجه تسميه درهم)
دينار: نار دين: آتش دين(وجه تسميه دينار)
برچسب: معناي واژه لانتوري,معناي واژه عيد,معناي واژه ديوث,معنای واژه عقل,معنای واژه دانش,معنای واژه تجربه,معنای واژه تفکر,معنای واژه معیار,معنای واژه,معنای واژه تعقل,
نویسنده: باربد کریمیپور